گفتم چرا من نباید عاشقش باشم؟ این با این همه ویژگی های خوب که شاید از هر نظر حساب کنیم از من بالاتر باشه حتی. پس چرا عاشقش نباشم؟ بذار تلاش کنم و عاشقش بشم؟ اما عشق تلاش کردن میخاد؟ بلوسوم گفته بود نذار بخاطر تنهاییت الکی بگی کسی رو دوست داری..به هپی گفته بودم شاید تصور ما از عشق اشتباس.. گفته بود نه ما درست انتخاب میکنیم وعمل میکنیم مشکل از اوناییه که عشقو نفهمیدن...ماهی تی  هم بعد کلی حرف زدن گفته بود خب ببین دلت چی میگه به حرفش گوش کن... اما دلم؟ دلم کجا بود که اصلن بخاد چیزی بگه... خیلی جالبه موقع درد و دل کردن ها یه تیکه هایی از حرف های دوستات بولد میشه تو ذهنت... مثل خوندن کتابایی که یه جاهاییش میرسی و زیرش یه خط پررنگ میکشی یا اونقد با جمله حال میکنی که تو ذهنت نقش میبنده و اصلن انگار تمام کتاب به خاطر اون جمله ها و تیکه ها نوشته شده... منم وسط درد دل کردنا لا به لای حرفای دوستام دنبال حرف ها و جمله هایی میگردم که خودم بهشون اعتقاد دارم و حرفای خودمن اما دوست دارم از زبون اونا بشنوم... یا شاید اصلن یادم میرن ودوست دارم اونا برام تاکید کنن... هوم... و خب فکر میکنم همین طور باشه... عشق یه جورایی یه جاهایش منطق نمیخاد..(نه که کلش دقت کنید گفتم یه جاهاییش!! )...اصلن منطق سرش نمیشه... یه جاهایی باید دل بره... یه جاهایش حتی شاید توش ترس باشه شاید گیجی باشه... بدون این ها که عشق عشق نیست... اوهوم...

چقدر خوبه همدلی کردن و حرف زدن و روابط بین ما ادما هست... بین دوستی ها... با ماهی تی که حرف میزدم شاید خیلی وقت بود اینجوری درد دل نکرده بودم راحت پشت سر هم همه ی چرت پرت هایی که تو ذهنم بود و ازش خسته شده بودمو گفتم... لابه لای حرف زدنم داشتم فکر هم میکردم... ینی همونطور که جمله ها رو ادا میکردم (این کلمه رو از کجا دراوردم الان؟) ذهنم داشت میگفت این چرت و پرتا چیه داری میگی اسکل... ینی ذهنم خوب و بد و میدونست اما دلم یا یه چیز دیگه ای تو وجودم دوست داشت این حرفا گفته بشه...این حرف ها بیاد رو زبون و گفته بشه و به وسیله ی یه نفر شنیده باشه... و اون یه نفر بلد باشه همون حرفایی که ذهنت بهش باور داره رو بگه و این چنین حس و حالت عوض بشه... (الان نشستم فرایند درد دل کردن رو تشریح میکنم آیا؟ نمیدونم ) اما فکر میکنم هر چقدم دانای کل باشیم نیاز داریم به این درد دل کردنا(درست مثل همون نوشتنه حسش)...شایدم بخاطر تنهایی باشه نمیدونم...